شنبه 15 اسفند 1388
نوع مطلب :
چیه ؟! خو دلم میخواد در روز 2 تا مطلب بنویسم ،به تو چه !!
امروز از مسجد ختم که اومدم پریدم پا تلویزیون تا مسابقات کشتیو ببینم،اما زپرشک ! داشت به جاش فوتبال خوشگل سپاهان و تراکتور سازیو میداد

بی تربیتا

هیچی کِنف شدمو یه چند دقیقه ای نگاه کردم بعد اینکه حالمو حسابی بد کرد بلد شدم رفتم دستشویی

(

)
زنگ زدم رفیقم محسن ببینم کجاس ،گفت مغازه بابامم،منم که این چند وقته بیرون نرفتم به قول مامانم شدم مثه
"حسن تنوری "

گفتم بریم یه چرخی بزنیم ببینیم چه خبره !!
خیابونا شلوووووووووووغ نه اینکه نزدیکه عیده مردم ریختن خرید و این حرفا ...
منم خرید کردم بگو چی ؟

از باکلاسا شروع میکنم میام پایین !
اول یه ادکلن شالیس گرفتم به قیمت 10000 چوق

بعدش رفتیم با محسن نفری نیم کیلو توت خشک گرفتیم ! آخه میخوام قندو شکرو از برنامه روزانم حذف کنم

نه اینکه مرض قند دارم یا سنم بالاست ها نه ،من تازه 25 سالمه کو تا 150 سالگی ؟


خداروشکر هیچ مشکلیم ندارم اما گفتم این دوتا لعنتیو حذف کنم باید یه جایگزینی واسش داشته باشم دیگه ،این
شد که رفتم توت خشک گرفتیم کیلویی 5 تومن

که نیم کیلوش شد 2500 !
بعدش اومدم یه چیز خشمزه گرفتم

کشک !! آره کشک

یَک حالی میده ،ازین خُشکا که خونگین گرفتم ازین بسته بندیا که مثل رشته هستن پیدا نکردیم اما الان خوشحالم
که پیدا نکردیم چون این که گرفتم یه چیز دیگس !

نمیدونم شایدم تمام خوشمزگیش مال کثیف بودنشه !!

مثل لواشک ! بچه گیامون که ازین لواشک فعله ایا میگرفتیم که زیر دهن مگس و گردو خاک و... بود یَک حالی میداد
الان بسته بندی شدن دیگه مثل اون موقع ها کیف نمیده !

آها داشت یادم میرفت کشکم گرفتیم کیلویی 5 تومن !

خدایی عجب کشکیه میذارم تو دهنم تا خیس بخوره
یَک فازی میده

خوب دیگه برو مزاحم نشو کار دارم

(

)