تبلیغات
مینویسم تا بمونه
مینویسم تا بمونه
به هرچی فکر کنی همون میشی !!
دوشنبه 17 اسفند 1388

امروز یه چیزایی دستگیرم شد !

دوشنبه 17 اسفند 1388

نوع مطلب :
نویسنده :پسر سر سخت

احتمال 99% سرگیجه دیشبم مال کشکه بوده  از بس خوردم

دیگه خیلی شورش کرده ! هر چی نمک اومده دسش ریخته توش بی تربیت

گفتم که دارم قندو شکرو کم میکنم،میخوام نمکم کم کنم !!

آها امروز یه سری سر نخ های جدید واسه کار اومد دستم

آقا لُپ کلام اگر کار میخوام باید یه تخصصی یاد بگیرم،منم میشینم همون طراحی وب و میبرم جلو تا توپ بشم !

اُه اُه زبان ،زبان ،چققققققققدر ضروریه خدایی!  اینجوری بگم که زبانت خوب باشه ،خودش میتونه باعث

 پیشرفت بقیه قسمت های زندگیت بشه ،به خدا !

من که دیگه ولکنش نیستم !




یکشنبه 16 اسفند 1388

سرم گیج میره ! :(

یکشنبه 16 اسفند 1388

نوع مطلب :
نویسنده :پسر سر سخت

نمیدونم چــــِم شده ؟!

از جام که بلند میشم انگار زیر پام خالی میشه !

سرم بد جور گیج میره ،میگم نکنه مال کشکه باشه ، از دیروز که خریدمش تا الان خیلی خوردم،لامذهب چربم هست

 ،اما الان احساس میکنم بدنم یخـــم کرده !

نمیرم؟!! 

الانم با اینکه نشستم رو صندلی و دارم اینو مینویسم اما گیج میخورم !!

مرگ بر کشک !!

چرا اینجوری میشم !!


اما اشکال نداره میدونم که یه روز پول دار میشم   (جلبک اونوقت ربطش به این سرگیجه میراثیت چیه ؟)

وایس میلمو چک کنم بینم هی حرف میزنی !

این یارو  2daylink  هی هر روز واسمون میل میفرسته ولی زدمش تو اسپم ها تا بره اونجا !

شفتالو اومده یه اسکریپت نوشته که وقتی لینکای مطالب توی میلو باز میکنی مثلا مطلب تو سایت ایرنا یا سایتای معروف دیگه باز میشه اما اون بالاش 2 تا تبلیغ این باباس + اینکه ادرس سایت خودشم تو نوار آدرسه  ?-:

خوب دیگه حوصله ندارم ،سرم گیجو ویج میره ،فعلا دوووووووووووووور شو !








شنبه 15 اسفند 1388

هه هه ! چیه ؟!! :)

شنبه 15 اسفند 1388

نوع مطلب :
نویسنده :پسر سر سخت

چیه ؟!  خو دلم میخواد در روز 2 تا مطلب بنویسم ،به تو چه !! 

امروز از مسجد ختم که اومدم پریدم پا تلویزیون تا مسابقات کشتیو ببینم،اما زپرشک ! داشت به جاش فوتبال خوشگل سپاهان و تراکتور سازیو میداد    بی تربیتا

هیچی کِنف شدمو یه چند دقیقه ای نگاه کردم بعد اینکه حالمو حسابی بد کرد بلد شدم رفتم دستشویی ()

زنگ زدم رفیقم محسن ببینم کجاس ،گفت مغازه بابامم،منم که این چند وقته بیرون نرفتم به قول مامانم شدم مثه

"حسن تنوری " گفتم بریم یه چرخی بزنیم ببینیم چه خبره !!

خیابونا شلوووووووووووغ نه اینکه نزدیکه عیده مردم ریختن خرید و این حرفا ...

منم خرید کردم بگو چی ؟

از باکلاسا شروع میکنم میام پایین !

اول یه ادکلن شالیس گرفتم به قیمت 10000 چوق

بعدش رفتیم با محسن نفری نیم کیلو توت خشک گرفتیم ! آخه میخوام قندو شکرو از برنامه روزانم حذف کنم

نه اینکه مرض قند دارم یا سنم بالاست ها نه ،من تازه 25 سالمه  کو تا 150 سالگی ؟

خداروشکر هیچ مشکلیم ندارم اما گفتم این دوتا لعنتیو حذف کنم باید یه جایگزینی واسش داشته باشم دیگه ،این

شد که رفتم توت خشک گرفتیم کیلویی 5 تومن که نیم کیلوش شد 2500  !

بعدش اومدم یه چیز خشمزه گرفتم

کشک !!  آره کشک 

یَک حالی میده ،ازین خُشکا که خونگین گرفتم ازین بسته بندیا که مثل رشته هستن پیدا نکردیم اما الان خوشحالم

که پیدا نکردیم چون این که گرفتم یه چیز دیگس !

نمیدونم شایدم تمام خوشمزگیش مال کثیف بودنشه !!

مثل لواشک ! بچه گیامون که ازین لواشک فعله ایا میگرفتیم که زیر دهن مگس و گردو خاک و... بود یَک حالی میداد

الان بسته بندی شدن دیگه مثل اون موقع ها کیف نمیده !

آها داشت یادم میرفت کشکم گرفتیم کیلویی 5 تومن !  خدایی عجب کشکیه میذارم تو دهنم تا خیس بخوره

یَک فازی میده 

خوب دیگه برو مزاحم نشو کار دارم    (    )








شنبه 15 اسفند 1388

مُرد که مُرد !!

شنبه 15 اسفند 1388

نوع مطلب :
نویسنده :پسر سر سخت

نمیدونم چرا چند وقته دیگه مثل قدیم واسه مردن کسی ناراحت نمیشم !

امروز دایی پسر عمومو بُردن خاکش کردن،اصلا راجع به یه سری مسائل یه جوری شدم ،اتفاقا خوبه چون دارم واقع بین تر میشم ،بعضیا (مامانم ) میگه تازگیا خیلی بی احساس شدی ها !!

اما به نظر من اینا که احساس نیست اینا همش چیزاییه که از قدیم ،بهتر بگم از بچگی بهمون یاد دادن الانم شده یه قسمتی از زندگیمون

آقا من خیلی از چیزای زندگیو قبول ندارم ،به نظرم فقط بر میگرده به دیدگاه و 100 البته به فرهنگ !!

ولش کن اومدم اینجا که اینو بگم :

دارم روی یه طرح فکر میکنم ،واسه درامد اینترنتی،نه ازین فروشگاه های اینترنتی و اینا ها ،نه !!  اونا کوچیکن !!

یه چیزی میخوام بزنم که هی رشد کنه ،مثه سایت ایستگاه یا یه سایتی واسه آهنگای رپ (اصلا خوشم نمیاد اما پول توشه دیگه +دردسر )  البته 100% باید یه سایت خارجکیم بزنم،چون به اوضاع نت وطن اعتباری نیس ،یدف دیدی حاصل چند سال زخمتتو فرتی زدن بستن !

امروزم ساعت 3 میخواییم بریم مسجد واسه ختم و این حرفا ..

الان کل داراییم 3 میلیونه اونم تو حساب قرض الحسنه بانک ملی !

کلا الان از لحاظ اقتصادی حس خوبی ندارم اما امید وارم !

میدونم که یه روزی وضعم توپ میشه !

برم یه دوش بگیرم واسه ساعت 3 ....

اَ اَه ه ه  چرا اینجا یکی از اسمایل هایی که من خیلی دوس دارمو نداره ؟!! 




جمعه 14 اسفند 1388

اولین پستم !

جمعه 14 اسفند 1388

نوع مطلب :
نویسنده :پسر سر سخت

این اولین پستمه !

زیاد از بلاگ نویسی خوشم نمیومد ولی انگار بدم نیست!

مخصوصا اگر بخوای حرفات جایی بزنی که همه بدونن اما کسی نشناست !   :دی

فعلا که هیچی از وبلاگ نویسو این حرفا بلد نیستم،اما عجله ای نیست،اصلا نیازی نیس که بدونم چون اینجا رو واسه خودم ساختم که هرچی دلم میخواد بنویسم نه اینکه بنویسم بعد بیام به همه بگم بیایید بخونید و ازین حرفا ...

الان یه 2 هفته ای میشه که کارت سربازیم اومده !  درسمم که تموم شده ! به فکر کار و این حرفام ! هنوز به هیچ دری نزدم چون راستش بلا تکلیفم ،نمیدونم الان که 15 روز مونده تا عید وقت خوبیه واسه منه شهرستانی که برم تهران یا جنوب دنبال کار یا نه ! احتمالا باید بذارم واسه بعد از عید

میگم این میهن بلاگم کلی امکانات اضافه کرده ها سَرَپــــِـــل !!

آره باید برم دنبال کارو !! باید ؟؟!!

حالم از زندگیه کلیشه ای بهم میخوره ،دقت کن !=======> باید برم دنبال کار !

که چی ؟ آخرش چی ؟!!

بیشتر به فکر یه کار خصوصیم یعنی یه کاری که خودم رئیس خودم باشم ،البته شاید الان نشه و مجبور باشم از کلیشه پیروی کنم و مدتی برم سر کار تا بتونم دستمو بکنم تو جیب خودمو این حرفا بعد با فکر باز بشینم روی طرحام فکر کنم !

زن مَنم ! که عمرا بگیرم !  یا لااقل حالا حالا ها بهش  فکر نمیکنم !

این فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد" و نگاه میکردم یه جاش این پسره "هیچکس" میاد میخونه ،وسطاش یه جمله با حال میگه ، میگه : اونی که زمینو میچرخونه نیست جاذبه،پولِ که زمینو میچرخونه جالبه       :دی


خوب راس میگه دیگه ،الان که زمان پیغمبر نیست که بگن علم بهتر است یا ثروت که جوابش بشه علم !!

این دوره زمونه پول چه کارا که نمیکنه !!  پس دیگه نمیشه بگی علم بهتر است از ثروت ! حالا اگر علمت واست ثروت بیاره آره خوبه اما  مطمئنااین دوره زمونه  ثروت میتون واست علم بیاره !!

کاری ندارم اینارو گفتم که بگم من یه روزی پول دار میشم !!  (مرض نخند !!)

اصلا راستشو بخوای این بلاگو ساختم تا یه روز بیام بگم دیدی بالاخره پول دار شدم !)

به کی بگم ؟  خوب معلومه دیگه به خودم !! 

آقا اینو بگم ،من به یه سری مسائل در مورد این دنیا  رسیدم پس میخوام وقتی تِلِپی افتادمو مردم،قبلش به آرزوهام رسیده باشم،عشق و حالمو کرده باشم ،فهمیدی؟!!

خوب دیگه واسه اولین پست بسه !